-
تعداد دوره ها8
-
تعداد شماره81
-
تعداد مقالات1,587
-
تعداد نویسندگان3,276
-
مقالات پذیرش شده646
-
مقالات رد شده941
-
درصد پذیرش40.71%
-
درصد عدم پذیرش59.29%
-
زمان پذیرش (روز)62
-
پایگاههای نمایه شده45
-
تعداد داوران76
-
تعداد مشاهده مقالات1,084,781

بررسی نسبت میان فلسفه اخلاق اسلامی و نظریههای نوین ارتباطات میانفردی
دوره 7، شماره 79، بهمن 1404، صفحات 40 - 52
1- گروه معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران
چکیده :
رابطه میان اخلاق و ارتباطات میانفردی از بنیادیترین مسائل در علوم انسانی معاصر است؛ زیرا هر الگوی ارتباطی، خواهناخواه بر پیشفرضهایی درباره انسان، حقیقت، مسئولیت، خیر، آزادی، کرامت و چگونگی مواجهه با دیگری استوار است. در جهان جدید، نظریههای نوین ارتباطات میانفردی عموماً با تکیه بر روانشناسی اجتماعی، زبانشناسی، جامعهشناسی، پدیدارشناسی و نظریههای انتقادی، به تحلیل فرایندهای تعامل، گفتوگو، همدلی، هویت، خودافشایی، مدیریت تعارض و کنش ارتباطی پرداختهاند. در مقابل، در سنت اسلامی، فلسفه اخلاق با تمرکز بر مفاهیمی چون فضیلت، نیت، عدالت، صدق، امانت، حیا، رحمت، حکمت، مسئولیت و کرامت انسانی، چارچوبی هنجاری و غایتمدار برای تنظیم رفتار فردی و اجتماعی عرضه میکند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که نسبت میان این دو حوزه چیست و آیا میتوان از رهگذر گفتوگوی میانحوزهای، الگویی تلفیقی برای اخلاق ارتباطی در زیستجهان معاصر به دست داد؟ این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، نخست مبانی فلسفه اخلاق اسلامی را از خلال آثار فارابی، ابنمسکویه، غزالی، خواجه نصیرالدین طوسی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و متفکران معاصر بررسی میکند؛ سپس مهمترین مؤلفههای نظریههای نوین ارتباطات میانفردی همچون کنش ارتباطی، ارتباط مبتنی بر همدلی، خودافشایی، نظریه کاهش عدم قطعیت، نظریه نفوذ اجتماعی، رویکرد گفتوگویی و اخلاق مراقبت را بازخوانی مینماید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که میان فلسفه اخلاق اسلامی و بخش مهمی از نظریههای نوین ارتباطات میانفردی، همپوشانیهای قابل توجهی در ساحتهای انسانشناختی و هنجاری وجود دارد؛ از جمله در تأکید بر کرامت انسانی، مسئولیت در قبال دیگری، اهمیت صداقت، نقش اعتماد، ضرورت اعتدال و پرهیز از خشونت زبانی. با این حال، تفاوتهای بنیادینی نیز مشاهده میشود؛ از جمله در مبنای غایتشناختی اخلاق اسلامی، نقش نیت، پیوند اخلاق با سعادت و قرب الهی، و فراروی از سودمندی صرف یا توافق ارتباطی. نتیجه نهایی آن است که فلسفه اخلاق اسلامی میتواند به غنیسازی بُعد هنجاری نظریههای ارتباطات میانفردی یاری رساند و در مقابل، نظریههای جدید ارتباطی میتوانند ابزارهای تحلیلی مناسبی برای بازخوانی کاربردی و اجتماعی اخلاق اسلامی فراهم آورند. بر این اساس، مقاله در پایان الگویی تلفیقی برای «ارتباط میانفردی اخلاقمدار» پیشنهاد میکند که بر پنج محور کرامت، صدق، همدلی، عدالت ارتباطی و مسئولیت استوار است.


